این را باید خیلی قبلتر مینوشتم. حدود یک سال قبل یک وبلاگنویس سابق (سابق یعنی آن روزها نمینوشت دیگر) که تصادفا نوشتههایش محبوبم بود و کمی مراودهی اینترنتی هم کرده بودیم تا آنوقت برایم ایمیل زد و درخواست کمک مالی کرد. مبلغ کمی در بانک داشتم که از دورهی طرح مانده بود و مورد نیازم نبود و علیالظاهر کار او را راه میانداخت. هر سه نفری که آن روزها ماجرا را از من شنیدند و به قولی سرشان در حساب بود اکیدا از این کار منعم کردند. خودم به وضوح میدیدم درخواست کمک دخترک تا چه اندازه اغراقشده و نخنماست. با این وجود تصمیم گرفتم پول بیکارمانده در بانک را قرض بدهم برود. الان فکر میکنم در شرایط روحی اسفباری بودم که به حس مثبتی که از این کار میگرفتم نیاز داشتم. روی همان یک درصدی حساب کردم که راست بگوید و این پول کم واقعا گرهای از کارش باز کند (بعدها شرایطی پیش آمد که همان پول می توانست گرهی از کار خودم باز کند و از دستم رفته بود) فکر کردم بله. تو به همه شک داری. بیا یک بار یک جا به یکی اعتماد کن.
از پولی که قرار بود ظرف سه ماه برگردد یک سال است خبری نشده و من هم طبعا آدمی نیستم که بخواهم دنبالش بگردم. گذاشتمش به حساب تجربهای که هر سه نفر دوستانم سعی کردند مرا در آن شریک کنند و من مثل همیشه تا سر خودم نیامد درس نگرفتم. خوشحال شدم که این تجربه فقط به قیمت ضرر مالی به دست آمد.
دیشب اما اتفاق عجیبی افتاد. با یکی از دوستان مجازی دربارهی آگهیهای گودری کمک مالی گپ میزدیم. اینکه چقدر قابل اعتمادند یا چقدر میتوانند راه کلاهبرداری اینترنتی شوند. در کمال تعجب او ماجرایی کاملا مشابه تعریف کرد. اتفاقی که برای او افتاده بود به قدری شبیه بود که هردو فکر کردیم این دو نفر احتمالا یکی هستند یا با هم از یک روش استفاده میکنند. از پولی که او قرض داده شش ماه گذشته و متاسفانه مبلغش کمی بیشتر از دوبرابر پولی است که من قرض دادم.
من بعد آن ماجرا به شدت نسبت به درخواستهای کمک اینترنتی محتاط شدم. هرکدام ما در زندگی واقعی به اندازهی کافی آدم نیازمند اطرافمان داریم که در حد توان قدمی برداریم. در دنیای مجازی هم همیشه دو سه نفری پیدا میشوند که بهشان اعتماد کامل داریم و می توانم کمکهایمان را به آنها بسپاریم. این را نوشتم چون فکر میکنم اگر زودتر دست از این توهم که "دخترک واقعا نیاز به کمک داشت و لابد هروقت بتواند پول را برمیگرداند" برمیداشتم و تجربهام را مینوشتم الان دوست دیگرم در همان چاله نیفتاده بود. شاید هم نوشتم تا یک بار برای همیشه با سادهلوحی خودم _ که بلد است چطور به سادگی مغزم را شاتداون کند _ رو در رو شوم و از این به بعد بیشتر مراقبش باشم.

3 نظرات:
اوه- آره بابا کسی که به یک دوست مجازی رو میندازه یعنی اینکه یا کلاه برداره یا تمام دوست های حقیقی شو امتحان کرده. حالا یک ایمیل بهش می زدین ببنید شاید جواب داد.
سرمه عزیز
آخر آذر
اول تیر
دو دقیقه زندگی رو جشن بگیر
باقیش خودش جشنیست
سرمه
من یه بار به دوستی پول قرض دادم
پولی که از کار دانشجویی پس انداز کرده بودم
بعد از مدتی دیدم اون دوست از چند نفر دیگه هم همینطور پول قرض کرده بوده و پس نداده بوده
خودش بهم چک داده بود که البته بی محل بود
منم انقدر بهم بر خورده بود که با چه احساسی پول رو بهش داده بودم بعد از کلی وقت بالاخره پیداش کردم و پولمو ازش گرفتم! :)
ارسال يک نظر